جوابیه - تاریخ: 1400/1/13 ساعت: 18:31
اولا که اعتراض وارد نیست چون من مدیر وبلاگم وقتی کم کاری دیده میشه ضمن درج در پرونده شما کم کاری را برای عقب نماندن سیستم جبران میکنم ثانیا چرا بیخود یک مساله ای که شوخی بود را انقدر بزرگ و جدی می کنی ثالثا لحظه دیدار نزدیک است در لحظه زندگی کنیم و شاد باشیم عزیز دلم
همچنان بچه - تاریخ: 1400/1/13 ساعت: 18:31
کما فی السابق با بچه طرف بودم حق خراب کردن چیزی که امانت دستت بود را نداشتی اما باید بنحوی ثابت میکردی خیالی نیست
١٣٩٧/١١/١٧ - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 2:36
از ساعت ١١ خبري ازت نيستهماهتگ هم نكردي!بهت خوش بگذره تهرون.
00:00 - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 2:36
17بهمن ١٣٧٩ هم رسيدنشد كه ببينمتزودتر از اونكه فكرش كنم رفتي....دلم گرفتهنميدونم شايد واسه اينكه گفتي ساعت ١٢ بايد خونه باشيحتما كسي منتظرته ...خوب حق دارهخوب حق داريمن كجاي زندگيتم....هيچ جا.
....! - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 2:36
ن ميتونم بهت بزنگمن بهت پيام بدمكلا بايد بي خيالت بشم...امروز اماده شده بودم ك ببينمتخيلي منتظر شدم ك زودتر كارت تموم بشه بياييولي نشددلم خيلي گرفتهصدات هم واسم غريبه بودانگار عليرضاي من اسفند ٩٢ گم شد و براي هميشه رفت.
پايان - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 2:36
در امتداد اين وبلاگ ....هيچ جاده اي نبود! پايان
ادم ها هيچوقت تغيير نميكنند - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 2:36
بچه زرنگ!جالبه!تو الان يه مهره سوخته اي و درگير زن و بچه ايبه چه درد من ميخوري؟!فك كنم توهم داري!نكنه فك كردي هنوز مجردي و داراي ارزشي براي دوست شدن!مگه دوست پسر مني؟!ك بخوام بهت دروغ بگم يا راست بگم يا رفتارم توجيح كنمپس دليلي براي دروغ نيست...تو اينقدر ميترسي كه حتي اسمت به نام يكي ديگه استكه احتم...
پنج سال گذشته هااااا - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 2:36
تو عادت داري زود قضاوت ميكنيمن حاضر شده بودم تورو ببينمولي قسمت نشد...دليل ديدنم هم بخودم مربوطه...اينقدر درگير پنهان كاري هستي ك خودتم نميفهمي چي ميگي!بابا قرار يه ديدار ساده بودااااااااچيزي خاصي نبو
خدايا ممنون ك هستي. - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 2:36
اون سال ها كه وارد زندگيم شدي فك ميكردم تو تنها كسي هستي كه ميتوني خوشبختم كنيبعد رفتنت هم فك ميكردم تو تنها كسي بودي كه ميتونستي دركم كني و بهم ارامش بدي!وليبعد پنح سال خداروشكر ميكنم كه بين ما وصلت